احکام تیمم؟

آیت الله سیستانی:

مواقعی که تیمم واجب میشود:

نداشتن آب:

مسأله اول: اگر انسان در آبادی باشد، یا مانند چادرنشینان در بیابان اقامت داشته باشد، باید برای تهیۀ آب وضو و غسل، به اندازه‌ای جستجو کند که از پیدا شدن آن ناامید شود.

مسأله دوم: اگر انسان در بیابان در حال سفر باشد، باید در راه و در جاهای نزدیک به محلّ توقّفش از آب جستجو کند و احتیاط لازم آن است که چنانچه زمین آن پست و بلند بوده یا به جهت دیگری مانند زیادی درختان راه آن دشوار باشد، در منطقه‏ای گرداگرد خود به اندازۀ پرتاب یک تیر که در قدیم با کمان پرتاب می‌کردند[1] در جستجوی آب برود و در زمین هموار، در هر طرف به اندازۀ پرتاب دو تیر جستجو نماید.

مسأله سوم:اگر بعضی از اطراف هموار و بعض دیگر پست و بلند باشد، در طرفی که هموار است به اندازۀ پرتاب دو تیر و در طرفی که هموار نیست به اندازۀ پرتاب یک تیر جستجو کند و در هر طرفی که یقین دارد آب نیست، در آن طرف جستجو لازم نیست.

مسأله چهارم:کسی که وقت نماز او تنگ نیست و برای تهیّه آب وقت دارد، اگر یقین یا اطمینان داشته باشد در محلّی دورتر از مقداری که باید جستجو کند آب وجود دارد، باید برای تهیّۀ آب به آنجا برود؛ مگر آن قدر دور باشد که عرفاً شخص را فاقد آب بشمارند و اگر گمان به وجود آب در آنجا داشته باشد، رفتن به آن محل لازم نیست.

مسأله پنجم: لازم نیست خود انسان در جستجوی آب برود، بلکه می‌تواند به گفتۀ کسی که جستجو کرده و به حرفش اطمینان دارد، اکتفا کند.

مسأله ششم: اگر انسان احتمال دهد مثلاً داخل بار و توشۀ سفر خود یا در اوّلین مقصد بین راه یا همراه مسافران دیگر آب وجود داشته باشد، باید به قدری جستجو نماید که به نبود آب اطمینان کند یا از پیدا کردن آن ناامید شود؛ مگر آنکه قبلاً در موردی آب وجود نداشته و احتمال برود که بعداً پیدا شده باشد که در این صورت جستجو لازم نیست.

مسأله هفتم: اگر انسان قبل از وقت نماز، جستجو نماید و آب پیدا نکند و تا وقت نماز همان جا بماند، چنانچه احتمال دهد آب پیدا می‌کند، احتیاط مستحب آن است که دوباره در جستجوی آب برود.

مسأله هشتم: اگر فرد بعد از داخل شدن وقت نماز جستجو کند و آب پیدا نکند و تا وقت نماز دیگر در همان جا بماند، چنانچه احتمال دهد که آب پیدا می‌شود، احتیاط مستحب آن است که دوباره در جستجوی آب برود.

مسأله نهم: اگر وقت نماز تنگ باشد یا انسان از دزد و درنده بترسد، یا جستجوی آب به قدری سخت باشد که معمولاً امثال او تحمّل نمی‌‌کنند، جستجو لازم نیست.

مسأله دهم: اگر انسان در جستجوی آب نرود تا وقت نماز تنگ شود، اگر طوری باشد که چنانچه می‌رفت آب پیدا می‌کرد، معصیت کرده، ولی نمازش با تیمّم صحیح است.

مسأله یازدهم: کسی که یقین دارد آب پیدا نمی‌‌کند، چنانچه دنبال آب نرود و با تیمّم نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد اگر جستجو می‌کرد آب پیدا می‌شد، بنابر احتیاط، لازم است وضو گرفته و نماز را دوباره بخواند.

مسأله دوازدهم: اگر انسان بعد از جستجو، آب پیدا نکند و مأیوس از پیدا شدن آن شود و با تیمّم نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد در جایی که جستجو کرده آب بوده، نماز او صحیح است.

مسأله سیزدهم: کسی که یقین دارد وقت نماز تنگ است، اگر بدون جستجو با تیمّم نماز بخواند و بعد از نماز و قبل از گذشتن وقت بفهمد برای جستجو وقت داشته، احتیاط واجب آن است که دوباره نمازش را بخواند.

مسأله چهاردهم: اگر فرد وضو داشته باشد و بداند در صورتی‌‌که وضوی خود را باطل کند، تهیّۀ آب برای او ممکن نیست یا نمی‌‌تواند وضو بگیرد، چنانچه بتواند وضوی خود را نگهدارد، بنابر احتیاط واجب، نباید آن را باطل نماید، چه قبل از وقت باشد و چه بعد از فرا رسیدن وقت؛
البتّه می‌تواند با همسر خود نزدیکی کند، هرچند بداند امکان غسل کردن فراهم نخواهد شد و وظیفۀ او تیمّم می‌‌شود و این حکم، بنابر احتیاط واجب، اختصاص به نزدیکی (دخول) دارد و شامل سایر بهره‌های جنسی نمی‌‌شود و امّا چنانچه بداند تیمّم هم برایش مقدور نخواهد بود، این کار (نزدیکی) جایز نیست.

مسأله پانزدهم:کسی که فقط به مقدار وضو یا به مقدار غسل آب دارد و می‌داند اگر آن را بریزد، آب پیدا نمی‌‌کند، چنانچه وقت نماز فرا رسیده باشد، ریختن آن حرام می‌باشد و احتیاط واجب آن است که قبل از وقت نماز هم آن را نریزد.

مسأله شانزدهم: کسی که می‌داند آب پیدا نمی‌‌کند اگر وضوی خود را باطل کند یا آبی که دارد بریزد، هرچند معصیت کرده، امّا نمازش با تیمّم صحیح است، هرچند احتیاط مستحب است قضای آن نماز را نیز بخواند.

عدم دسترسی به آب:

مسأله اول: اگر انسان به علّت پیری یا ناتوانی، یا ترس از دزد و جانور و مانند اینها، یا نداشتن وسیله‏ای که آب از چاه بکشد، دسترسی به آب نداشته باشد، باید تیمّم کند.

مسأله دوم: اگر برای بیرون آوردن آب از چاه، وسایلی لازم باشد و مجبور باشد آنها را بخرد یا کرایه نماید، باید آنها را تهیّه کند، هرچند قیمت آن چند برابر معمول باشد و همچنین است اگر آب را به چندین برابر قیمتش بفروشند؛
ولی اگر تهیّه آنها به قدری پول می‌خواهد که نسبت به حال او ضرر دارد یا باعث می‌شود وی در سختی فوق‌العاده – که معمولاً تحمّل نمی­شود – قرار گیرد، واجب نیست موارد ذکر شده را تهیّه نماید.

مسأله سوم: کسی که دسترسی به آب ندارد، اگر ناچار شود برای تهیّه آب قرض کند، باید قرض نماید؛ ولی کسی که می‌‌داند یا گمان دارد که نمی‌‌تواند قرض خود را بدهد، واجب نیست قرض کند.

مسأله چهارم: کسی که دسترسی به آب ندارد، چنانچه کندن چاه سختی فوق‌العاده­ای – که معمولاً تحمّل نمی­شود – ندارد، باید برای تهیّۀ آب، چاه بکَند.

مسأله پنجم:کسی که دسترسی به آب ندارد، اگر دیگری مقداری آب به او ببخشد، باید قبول کند؛ مگر آنکه منّتی داشته باشد که معمولاً قابل تحمّل نیست یا طوری باشد که آبروی شخص برود.

 ضرر داشتن استعمال آب:

مسأله اول:اگر استعمال آب موجب مرگ فرد باشد، یا از استعمال آن بیماری یا عیبی در او پدید آید و موجب ضرر قابل توجّه به وی شود، یا بیماری‌‌اش طول بکشد یا شدّت پیدا کند، یا به سختی معالجه شود، باید تیمّم نماید؛ ولی اگر بتواند ضرر آب را به‌طوری برطرف کند – مثل اینکه آب را گرم کند – باید این کار را بکند و وضو بگیرد و در مواردی که غسل لازم است، غسل کند.

مسأله دوم: انسان لازم نیست یقین یا اطمینان یا گمان نماید که آب برای او ضرر دارد، بلکه اگر احتمال عقلایی دهد که آب برای او ضرر قابل توجّه دارد،[1] باید تیمّم کند.

مسأله سوم: اگر انسان با یقین یا اطمینان یا گمان یا احتمال ضرر – با توضیحی که در مسألۀ قبل ذکر شد – تیمّم کند و قبل از نماز بفهمد آب برایش ضرر ندارد، تیمّم او باطل است؛
امّا اگر بعد از نماز بفهمد، باید دوباره نماز را با وضو یا غسل بخواند؛ مگر در صورتی که وضو یا غسل در حالت یقین یا اطمینان یا گمان یا احتمال ضرر موجب نگرانی روحی بوده، که معمولاً تحمّلش فوق‌العاده سخت (حَرَجی) باشد که این صورت، جزء چهارمین مورد از موارد تیمّم می‌‌شود.

مسأله چهارم:کسی که یقین یا اطمینان داشته آب برایش ضرر ندارد، چنانچه غسل کند یا وضو بگیرد و بعد بفهمد آب برای او ضرر داشته، وضو و غسل او باطل است و نماز واجبی را که با آن وضو یا غسل خوانده، باید اگر وقت هست دوباره بخواند و چنانچه وقت گذشته قضا نماید.

 سختی فوق‌العاده داشتن تهیّه یا استعمال آب (حرج):

 اگر تهیّه کردن آب یا استعمال آن برای انسان سختی فوق‌العاده‌ای داشته باشد که معمولاً تحمّل نمی‌‌شود (حَرَج)، می‌تواند تیمّم کند؛ ولی اگر تحمّل کند و وضو بگیرد و یا غسل کند، وضو و غسل او صحیح است و در این مورد، یقین یا اطمینان به حرج لازم است و ترس از آن کافی نیست.

ترس از تشنگی:

مسأله اول:اگر برای رفع تشنگی به آب نیاز باشد، باید فرد تیمّم نماید و تیمّم به جهت تشنگی در دو مورد است:
1. آنکه اگر آب را در وضو یا غسل صرف نماید، بترسد خودش فعلاً یا بعداً به تشنگی مبتلا خواهد شد و آن تشنگی طوری است که باعث تلف یا بیماریش می‌شود یا موجب مشقّت و سختی فوق‌العاده‌ای – که معمولاً تحمّل نمی­شود – گردد.
2. آنکه از تشنگی غیر خود – از کسانی که به او وابسته‏اند – بترسد هرچند آن غیر، از کسانی که جانشان محترم است، نباشد یا حیوانی باشد، به شرط آنکه امور زندگی او برایش اهمیّت داشته باشد، چه از جهت علاقۀ شدید باشد، یا از این جهت که تلف شدن او ضرر مالی برایش داشته باشد، یا اینکه رعایت حال او عرفاً لازم باشد، مانند دوست و همسایه، به گونه‌ای که ترک آن عرفاً موجب کسر شأن انسان گردد، به حدّی که معمولاً افراد حاضر نباشند چنین کسر شأنی را تحمّل کنند؛
امّا اگر از تشنگی کسانی که به او وابسته نیستند و شؤون زندگی آنان برای او اهمیّتی ندارد بترسد، ممکن است باز هم مجوّز تیمّم باشد، ولی نه از این جهت، بلکه از جهت وجوب حفظ جان مسلمان که جزء مورد ششم از موارد تیمّم است، یا از این جهت که مرگ یا بی‌‌تابی او مطمئنّاً موجب سختی فوق‌العادۀ فرد – که معمولاً قابل تحمّل نیست – خواهد شد، هرچند این سختی به جهت نگرانی قلبی و ناراحتی روحی انسان باشد که در این صورت، جزء مورد چهارم از موارد تیمّم می‌باشد و چنانچه جزء هیچ یک از موارد تیمّم نباشد، واجب است آب را در وضو یا غسل مصرف نماید.

مسأله دوم:اگر انسان غیر از آب پاکی که برای وضو یا غسل دارد، آب نجسی هم به مقدار آشامیدن خود داشته باشد، باید آب پاک را برای آشامیدن بگذارد و با تیمّم نماز بخواند؛
ولی چنانچه آب را برای کسانی که به او مربوطند بخواهد، می‌تواند با آب پاک وضو بگیرد یا غسل نماید، هرچند آنان مجبور شوند که برای رفع تشنگی خود از آب نجس استفاده کنند؛ بلکه اگر آنان از نجاست آب خبر نداشته باشند یا از آشامیدن آب نجس اجتناب نداشته باشند، لازم است آب پاک را در وضو و غسل استعمال نماید. همین طور، اگر آب را برای حیوانش یا بچّۀ نابالغ بخواهد، باید آب نجس را به آنان بدهد و با آب پاک وضو و غسل را انجام دهد.

مزاحمت وضو یا غسل با تکلیف مهم‌‌تر یا مساوی:

مسأله اول:اگر فرد به واجب مهم‌تر از وضو یا غسل یا مساوی با آن به لحاظ اهمیّت مکلّف باشد، و آب کمی داشته باشد که اگر آن را برای وضو یا غسل استفاده کند، دیگر نمی­تواند واجب مذکور را انجام دهد، باید تیمّم کند و آب را برای انجام آن واجب استفاده نماید.
به عنوان مثال، اگر مسجد نجس شده و برای تطهیر آن نیاز به آب دارد و آب کمی دارد که اگر آن را صرف وضو یا غسل نماید، نمی­تواند مسجد را تطهیر کند، باید با تیمّم نماز بخواند و آب را صرف تطهیر مسجد نماید.
همچنین، کسی که بدن یا لباسش نجس است و کمی آب دارد که اگر با آن وضو بگیرد یا غسل کند، برای آب کشیدن بدن یا لباسش آب باقی نمی‌‌ماند، باید بدن یا لباسش را آب بکشد و با تیمّم نماز بخواند.
شایان ذکر است، اگر فرد در دو مثال فوق با آب وضو بگیرد یا غسل کند و دیگر آبی برای تطهیر مسجد یا بدن و لباسش باقی نماند، مرتکب معصیت شده است، ولی وضو یا غسلش صحیح است.

مسأله دوم:اگر فرد آب مباح داشته باشد، ولی داخل ظرفی که استعمال آن حرام است – مثلاً غصبی است – باشد و غیر از آن، آب و ظرف دیگری نداشته باشد، باید به جای وضو و غسل، تیمّم نماید، ولی اگر با آن آب وضو بگیرد یا غسل نماید، وضو یا غسلش صحیح است، هرچند به جهت استفاده از ظرف غصبی مرتکب معصیت شده است.

 کمبود وقت:

مسأله اول: هر گاه وقت به قدری کم باشد که اگر فرد وضو بگیرد یا غسل کند، تمام نماز یا مقداری از آن، بعد از وقت خوانده می‌شود، باید تیمّم کند.

مسأله دوم: اگر فرد در تنگی وقت، وضو یا غسل انجام دهد، فقط یک رکعت از نمازش در وقت واقع می­شود، ولی چنانچه تیمّم نماید می­تواند دو رکعت یا بیشتر از نمازش را در وقت بخواند، باید تیمّم نماید تا دو رکعت یا بیشتر از نمازش در وقت واقع شود.

مسأله سوم: اگر انسان عمداً نماز را به قدری تأخیر بیندازد که وقت وضو یا غسل نداشته باشد، معصیت کرده، ولی نماز او با تیمّم صحیح است، هرچند احتیاط مستحب است قضای آن نماز را بخواند.

مسأله چهارم: کسی می‌ترسد اگر وضو بگیرد یا غسل کند وقت برای نماز او می‌ماند یا نه، باید تیمّم نماید.

مسأله پنجم: کسی که به علّت تنگی وقت تیمّم کرده و بعد از نماز می‌توانسته وضو بگیرد و نگرفته تا آنکه آب از دستش رفته یا عذر دیگری برایش پیش آمده، در صورتی که وظیفه‏اش تیمّم باشد، باید برای نمازهای بعدی دوباره تیمّم نماید، هرچند از او حدثی سر نزده و تیمّم خود را نشکسته باشد.

مسأله ششم:کسی که آب دارد، اگر به واسطۀ تنگی وقت با تیمّم مشغول نماز شود و در بین نماز آبی که داشته از دستش برود، چنانچه وظیفه‏اش تیمّم باشد لازم نیست برای نمازهای بعدی دوباره تیمّم کند، هرچند بهتر است چنین کند.

مسأله هفتم:اگر انسان به قدری وقت دارد که می‌تواند وضو بگیرد یا غسل کند و نماز را بدون کارهای مستحبی آن مانند اقامه و قنوت بخواند، باید غسل کند یا وضو بگیرد و نماز را بدون کارهای مستحبی آن به‌جا آورد؛ بلکه اگر به اندازۀ سوره هم وقت ندارد، باید غسل کند یا وضو بگیرد و نماز را بدون سوره بخواند.

چیزهایی که تیمّم بر آنها صحیح است:

مسأله اول: چیزهایی که تیمّم بر آنها صحیح است، سه مرحله دارد:
1. آنچه «زمین» نامیده می‌شود، مانند خاک یا «ملحق به زمین» به حساب می‌آید، مثل گرد و غبار روی فرش و مانند آن، به گونه‌ای که خاک نرم به حساب آید؛
2. «گِل»؛
3. «شیئی که گرد و غبار دارد»، امّا گرد و غبار آن پنهان است یا اگر ظاهر است به اندازه‌ای نیست که خاک نرم به حساب آید.
شایان ذکر است، تا وقتی تیمّم بر اشیای مرحلۀ اوّل ممکن باشد، نوبت به مرحلۀ دوّم نمی‌رسد و تا مرحلۀ دوّم ممکن است، نوبت به مرحلۀ سوّم نمی‌‌رسد و توضیح هر کدام در مسائل بعد ذکر می‌‌شود.

مسأله دوم:تیمّم بر خاک و ریگ و کلوخ و سنگ صحیح است؛ به شرط آنکه شرایطی را که در فصل بعد برای شیئی که تیمّم بر آن انجام می‌شود، دارا باشد؛
البتّه احتیاط مستحب آن است که اگر خاک ممکن باشد، انسان با چیز دیگر تیمّم نکند و اگر خاک نباشد، با ماسۀ بسیار نرمی که خاک بر آن صدق کند، تیمّم نماید و اگر ممکن نباشد، با کلوخ و اگر ممکن نباشد با ریگ و چنانچه ریگ و کلوخ هم نباشد، با سنگ تیمّم نماید.

مسأله سوم: تیمّم بر سنگ گچ و سنگ آهک با رعایت شرایطی که در فصل بعد ذکر می‌شود، صحیح است.

مسأله چهارم:تیمّم بر گچ و آهک پخته، آجر و سفال پخته و نیز بر گرد و غباری که روی فرش و لباس و مانند اینها جمع می‌شود، چنانچه به قدری باشد که در نظر عرف خاک نرم به حساب آید و همین طور، سنگ‌های قیمتی مثل سنگ عقیق و فیروزه، در صورتی که هر یک از این موارد شرایطی که در فصل بعد ذکر می‌شود را دارا باشد، صحیح است، هرچند احتیاط مستحب آن است که در حال اختیار با آنها تیمّم نشود.

مسأله پنجم:تیمّم بر دیوار گِلی با دارا بودن شرایطی که در فصل بعد ذکر می‌شود، صحیح است. همچنین، تیمّم بر زمین یا خاکی که رطوبت اندکی دارد صحیح می‌باشد، هرچند احتیاط مستحب آن است که فرد با بودن زمین یا خاک خشک، با زمین یا خاک نمناک تیمّم نکند.

مسأله ششم: تیمّم بر اشیائی که اسم زمین بر آنها عرفاً صدق نمی‌‌کند، باطل است. بنابراین، تیمّم بر گیاهان و گل‌‌ها، فلزّات، شیشه، پلاستیک، پارچه و مانند آن صحیح نیست.

مسأله هفتم:اگر اشیائی که در مرحلۀ اوّل تیمّم است – یعنی خاک و ریگ و کلوخ و سنگ و گرد و غباری که خاک نرم به حساب می‌آید – پیدا نشود، انسان باید بر آنچه عرفاً «گِل»[1] نامیده می‌شود با دارا بودن شرایطی که در فصل بعد می‌آید، تیمّم کند.
شایان ذکر است، برطرف کردن تمام گِل از دست، به گونه‌ای که چیزی از آن به دست نچسبیده باشد، جایز نیست؛ بلکه احتیاط واجب آن است که چیزی از گِلی را که به دست چسبیده برطرف نکند، مگر مقداری که اگر آن را پاک نکند، عرفاً مسح با دست صدق نمی‌نماید.

مسأله هشتم:اگر گِل نیز پیدا نشود، باید بر روی فرش یا لباس و مانند اینها که گرد و غبار در بین آنها می‌باشد، یا آنکه بر روی آنها نشسته، ولی به مقداری نیست که از نظر عرف خاک به حساب آید، تیمّم کند.

مسأله نهم:اگر بتواند با تکاندن فرش و مانند آن، خاک تهیّه کند، در این صورت، تیمّم بر گِل و شیء گَرد آلود، باطل است. همچنین، اگر بتواند گِل را خشک کند و از آن خاک تهیّه نماید، در این صورت نیز تیمّم به گِل، باطل می‌باشد.

مسأله دهم: اگر هیچ یک از مراحل سه‌گانه‌ای که ذکر شد، پیدا نشود، فرد «فاقد الطَّهُورَیْن» نامیده می‌شود که نماز در وقت از او ساقط می‌شود و واجب است قضای آن را انجام دهد، هرچند احتیاط مستحب آن است که چنین فردی نماز را بدون تیمّم در وقت بخواند، ولی واجب است بعداً قضای آن را به‌جا آورد.
شایان ذکر است، کسی که مُحدث[2] است و با وجود آب یا خاک، به جهت عذری[3] قادر به انجام وضو، غسل، تیمّم (معمولی یا جبیره­ای، بر حسب وظیفه) هرچند با کمک گرفتن از نائب نمی‌باشد، یا این امر بر وی مشقّت فوق‌العاده­ای دارد که معمولاً قابل تحمّل نیست (حرج)، چنین شخصی در حکم «فاقِدُ الطَهُورَیْن» می­باشد.

مسأله یازدهم:کسی که آب ندارد، اگر برف یا یخ داشته باشد، چنانچه ممکن باشد باید آن را آب کند و با آن وضو بگیرد یا غسل نماید؛
امّا اگر این کار ممکن نباشد و چیزی هم که تیمّم بر آن صحیح است نداشته باشد، باید نماز خود را بعد از وقت، قضا نماید و احتیاط مستحب آن است که با برف یا یخ، اعضای وضو یا غسل را نمناک کند و در وضو با رطوبت دست، سر و پاها را مسح نماید و اگر این کار نیز ممکن نباشد، احتیاط مستحب آن است با یخ یا برف، تیمّم نماید و در وقت، نماز را بخواند و در هر دو صورت، خواندن قضای نماز واجب است.

مسأله دوازدهم:اگر انسان چیزی نداشته باشد که بر آن تیمّم کند، چنانچه ممکن است و حَرَجی نیست، باید با خریدن و مانند آن تهیّه نماید.

شرایط چیزی که بر آن تیمّم انجام می‌‌‌شود:

شرط اوّل: بنابر احتیاط لازم، مقداری از آن به دست بچسبد:

مسأله اول:چیزی که انسان بر آن تیمّم می‌کند، باید بنابر احتیاط واجب مانند خاک و ماسه‌های نرم یا سنگی که روی آن غبار نشسته، طوری باشد که با زدن یا قرار دادن دست بر آن مقداری از آن بر دست بماند و بعد از زدن دست بر آن، بنابر احتیاط واجب نباید دست را به شدّت بتکاند که همۀ خاک یا گرد و غبار آن بریزد.
بنابراین، اگر بر روی سنگ یا ریگ و مانند آن غباری نباشد که به دست بچسبد، تیمّم با آن بنابر احتیاط واجب کافی نیست و کسی که تنها چنین سنگ یا شیئی در اختیار دارد و تا آخر وقت نماز، هیچ چیز دیگری که تیمّم بر آن صحیح است ندارد، بنابر احتیاط واجب با آن شیء تیمّم نموده و نماز بخواند و بعد از وقت و رفع اضطرار، قضای نماز را نیز به‌جا آورد.[1]

مسأله دوم:اگر هنگام تیمّم در اثر مسح پیشانی، گرد و غباری که در دست بوده از بین برود و برای مسح پشت دست‌ها چیزی از گرد و غبار در کف دست‌ها باقی نمانده باشد یا شک شود که گرد و غبار در کف دست‌ها باقی مانده یا نه، در این دو مورد به جهت رعایت شرط چسبندگی گرد و غبار به دست، بنابر احتیاط واجب لازم است فرد دست‌ها را دوباره بر خاک زده، سپس پشت دست‌ها را به نیّت تیمّم مسح نماید.

شرط دوّم: پاک باشد:

شیئی که انسان بر آن تیمّم می‌کند باید پاک باشد و این لزوم پاک بودن، در موردی که نوبت به تیمّم به شیء غباردار رسیده، بنابر احتیاط واجب می‌باشد.
بنابراین، اگر فرد شیء پاکی که تیمّم به آن صحیح است تا انتهای وقت نماز ندارد، نماز بر او واجب نیست؛ ولی باید قضای آن را به‌جا آورد و بهتر آن است که در وقت نیز بدون تیمّم نماز بخواند؛ مگر در موردی که نوبت به تیمّم بر شیء غباردار مثل فرش گَرد آلود رسیده باشد که اگر متنجّس باشد، احتیاط واجب آن است که به آن تیمّم کند و نماز بخواند و بعداً هم آن را قضا کند.

شرط سوّم: بنابر احتیاط واجب، اعضای تیمّم را از بالا به پایین مسح نماید:

 انسان باید در تیمّم – بنابر احتیاط لازم – پیشانی و پشت دست‌‌ها را از بالا به پایین مسح نماید؛ یعنی مسح پیشانی را از محلّ روییدن مو آغاز کرده و به پایین پیشانی ختم نماید. همچنین، مسح پشت دست‌ها را از مچ دست شروع کرده و به سر انگشتان پایان دهد.

شرط چهارم: در هنگام مسح، عضوی که مسح می‌شود، ثابت باشد:

 در هنگام مسح پیشانی، باید پیشانی ثابت باشد و دست روی آن حرکت کرده و پیشانی را مسح نماید. همچنین، در هنگام مسح پشت دست‌ها، دستی که مسح می‌شود باید ثابت باشد و دست مسح کننده روی آن حرکت نموده و مسح را انجام دهد.
بنابراین، اگر فرد دست را ثابت نگه داشته و پیشانی را به آن بکشد، مسح باطل است. شایان ذکر است، اگر هنگامی که دست را می‌‌کشد، پیشانی یا دستی که مسح می‌شود مختصری حرکت کند، اشکال ندارد.

شرط پنجم: موالات را رعایت نماید:

فرد باید کارهای تیمّم را پشت سر هم انجام دهد و اگر بین آنها به قدری فاصله دهد که عرفاً نگویند تیمّم می‌کند، تیمّمش باطل است و در این مورد، فرقی بین تیمّم بدل از وضو و تیمّم بدل از غسل نیست.

شرط ششم: کارهای تیمّم را در صورت امکان، خودِ فرد انجام دهد:

مسأله اول:انسان باید کارهای تیمّم را در حال اختیار خودش انجام دهد و اگر بدون عذر، دیگری او را تیمّم دهد یا در مسح اعضای تیمّم به او کمک نماید، تیمّم باطل است.

مسأله دوم:اگر وظیفۀ فرد تیمّم باشد و نتواند به تنهایی، به‌طور معمول تیمّم کند:
1. باید از دیگری کمک بگیرد تا دست‌‌های او را بر چیزی که تیمّم بر آن صحیح است بزند، سپس آنها را بر پیشانی و دست‌‌های او بگذارد تا خود او در صورت امکان کف دو دست را بر پیشانی و بر پشت دست‌‌ها بکشد.
2. اگر روش اوّل ممکن نباشد، باید نایب، او را با دست خودِ او (منوب عنه) تیمّم دهد.­[1]
3. اگر روش دوّم نیز ممکن نباشد، چنانچه خود فرد بتواند پیشانی یا پشت دست‌هایش را بر خاک بکشد، واجب ‌است‌ همین گونه تیمّم نماید و در این صورت، نوبت به مرتبۀ بعد نمی­رسد.
4. اگر روش سوّم هم ممکن نباشد، باید نایب دست خود را به چیزی که تیمّم بر آن صحیح است بزند و به پیشانی و پشت دست‌‌های او (منوب عنه) بکشد و در صورت دوّم و چهارم، بنابر احتیاط لازم هر دو، نیّت تیمّم نمایند؛ ولی در صورت اوّل و سوّم، نیّت خود مکلّف کافی است.

مسأله سوم: فردی که می‌خواهد تیمّم نماید، هر کدام از کارهای تیمّم را که می‌‌تواند به تنهایی انجام دهد، نباید در آن از دیگری کمک بگیرد. برای این مسأله، چند مثال ذکر می‌شود:
الف. کسی که دست راست او شکسته و به هیچ صورتی نمی‌‌تواند آن را حرکت دهد، مسح پیشانی را با کمک دست چپ انجام می‌دهد، سپس با دست چپ، پشت دست راست را مسح کرده و بعد از آن پشت دست چپش را بر خاک می‌کشد و در این صورت، نوبت به اینکه نایب بگیرد و نایب مسح را انجام دهد نمی‌رسد.
ب. کسی که دست چپ او شکسته و به هیچ صورت نمی‌تواند آن را حرکت دهد، مسح پیشانی را با کمک دست راست انجام می‌دهد، سپس پشت دست راستش را بر خاک می‌کشد و بعد از آن با دست راست، پشت دست چپش را مسح می‌کند و در این صورت، نوبت به نایب گرفتن نمی‌رسد.
ج. کسی که هر دو دست او شکسته و به هیچ صورتی نمی‌تواند آنها را حرکت دهد، ولی می‌تواند پیشانی خویش را بر خاک بکشد، همین کار را انجام می‌دهد و نوبت به نایب گرفتن برای مسح پیشانی نمی‌رسد، سپس چون دست‌ها را به هیچ صورت نمی‌تواند حرکت داده و جا به جا کند، نایب پشت دست‌های او را تیمّم می‌دهد، به این گونه که نایب به نیّت تیمّم دادن منوب عنه، دو دست خود را بر خاک زده، سپس پشت دو دست منوب عنه را مسح نماید.
شایان ذکر است، در موارد فوق، توجّه به نکات ذیل لازم است:
1. در مورد (الف) و (ب)، احتیاط واجب آن است که در صورت امکان مسح پیشانی و دو طرف آن به مقداری که مسح آن لازم است، در یک دفعه انجام شود، هرچند به این صورت که انگشت شَست را از چهار انگشت دیگر جدا نموده، طوری که بین انگشت شست و اشاره، فاصله (زاویه‌ای شبیه عدد 7) ایجاد شود، سپس پیشانی و دو طرفش را با آن از بالا به طرف پایین مسح نماید.
همچنین، احتیاط واجب آن است که در صورت امکان، کشیدن پشت دست بر خاک در یک دفعه انجام شود، هرچند به این صورت که خاک را فرو رفته و مقعَّر کرده، سپس پشت دست را بر روی خاک گود شده قرار داده و آن را بر خاک بکشد، طوری که پشت دست از مچ به طرف سر انگشتان بر خاک کشیده شود.
2. در مورد (ج) نیز، بنابر احتیاط واجب در صورت امکان، فرد پیشانی و دو طرف آن را به مقداری که مسح آن لازم است، در یک دفعه بر خاک بکشد، هرچند به این صورت که خاک را فرو رفته و مقعَّر کرده، سپس پیشانی و دو طرف آن را بر روی خاک گود شده قرار داده و آنها را بر خاک بکشد، طوری که پیشانی و دو طرف آن از رستنگاه مو به طرف ابروها، از بالا به طرف پایین بر خاک کشیده شود.
همچنین، احتیاط واجب آن است که در صورت امکان نایب مسح پشت دست راست منوب عنه را، با کمک دست چپ خویش انجام دهد و نیز مسح پشت دست چپ منوب عنه را با کمک دست راست خویش انجام دهد.

مسأله چهارم:در تیمّم نیابتی، تیمّم دادن منوب عنه از روبرو، به‌طور متعارف کافی است و لازم نیست نایب دست‌ها را از پشت سرِ منوب عنه به پیشانی او بکشد یا از روبرو دست‌ها را بر عکس (ضربدری) گذاشته و به پیشانی او بکشد.

شرط هفتم: در اعضای تیمّم مانعی نباشد:

مسأله اول: اگر در پیشانی یا پشت دست‌‌ها مانعی باشد، مثلاً چسب، رنگ، لاک، قیر به آنها چسبیده باشد، باید آن را برطرف نماید و اگر مانع در کف دست‌‌ها باشد، در صورتی‌‌ که با قسمت بدون مانع، عرفاً مسح با کف دست صدق کند، همان کافی بوده و لازم نیست کلّ عضو مسح کننده بدون مانع باشد.
به‌طور کلّی، در تیمّم لازم نیست کلّ عضو مسح کننده، کلّ عضو مسح شده را مسح نماید؛ بلکه اگر مسح کلّ عضو با بعضی از عضو مسح کننده انجام شود، چنانچه عرفاً صدق کند، مسح با کف انجام شده کافی است. بنابراین، اگر پیشانی با دو کف دست – بدون مسح با انگشتان – مسح گردد کافی است، ولی در هر صورت لازم است کلّ پیشانی و پشت دست‌‌ها مسح شود.

مسأله دوم: انسان باید هنگام مسح کشیدن بر پشت دست‌‌ها، انگشتر را از دستی که مسح می‌‌شود بیرون آورد، ولی وجود انگشتر در عضو مسح کننده اشکال ندارد. بنابراین، وجود انگشتر در دست به هنگام زدن دو دست بر خاک یا هنگام مسح پیشانی اشکال ندارد.

مسأله سوم:اگر پیشانی و پشت دست‌‌ها به مقدار معمول مو داشته باشد اشکال ندارد، ولی اگر موی سر روی پیشانی آمده باشد، باید آن را عقب بزند.

مسأله چهارم:اگر انسان احتمال دهد در پیشانی و کف دست‌‌ها یا پشت دست‌‌ها مانعی هست، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد، باید جستجو نماید تا یقین یا اطمینان کند مانعی نیست.

مسأله پنجم:اگر نجاستی که عرفاً مانع محسوب می‌شود، مانند لختۀ خون در روی پیشانی یا پشت دو دست باشد، باید آن را قبل از تیمّم یا در هنگام تیمّم، قبل از مسح عضو برطرف نمود.

شرط هشتم: نجاست سرایت کننده، در اعضای تیمّم نباشد:

 در تیمّم لازم است نجاستی در اعضای تیمم نباشد که به خاک تیمّم (یا چیز دیگری که تیمّم بر آن صحیح است) سرایت ‌‌کند، امّا پاک بودن اعضای تیمّم شرط نیست.
بنابراین، اگر پیشانی و کف دست‌‌ها و پشت دست‌‌ها، متنجّس امّا خشک باشند و عین نجاست هم در آنها موجود نباشد، تیمّم صحیح است، هرچند احتیاط مستحب آن است که اعضای تیمّم به‌طور کلّی پاک باشد.

احکام دیگر تیمّم:

مسأله اول: اگر زدن کف دو دست یا گذاشتن آنها بر روی خاک و مانند آن و مسح اعضای تیمّم با آنها به دلیل عذری ممکن نباشد، باید این کارها با پشت دو دست انجام شود؛
همین طور اگر کف دست، متنجّس و دارای رطوبتی باشد که موجب می‌شود نجاست به آنچه با آن تیمّم انجام می‌گردد – همچون خاک و مانند آن – سرایت کند و پیشگیری از آن هرچند با خشک کردن ممکن نباشد، باید کارهای تیمّم با پشت دو دست انجام شود؛
امّا چنانچه خشک کردن اعضای تیمّم ممکن باشد و عین نجاست هم در اعضا موجود نباشد، باید تیمّم به شیوۀ معمول آن انجام شود و در این حال، نجس بودن اعضای تیمّم اشکالی در صحّت تیمّم ایجاد نمی‌کند.

مسأله دوم: اگر در پیشانی یا پشت دست‌‌ها مانعی باشد، مثل اینکه آن محل زخم بوده و جبیره داشته باشد و پارچه یا چیز دیگری را که بر آن بسته، ‌‌نتواند باز کند، باید دست را روی آن بکشد؛
همین طور اگر جبیره یا مانع، در کف دست باشد و نتواند آن را برطرف کند، در صورتی که تمام کف را فرا نگرفته باشد، مسح را با باقیماندۀ کف که مانعی ندارد و سالم است انجام دهد و چنانچه تمام کف را فرا گرفته باشد، مسح با آن کافی است.

مسأله سوم:اگر انسان مختصری هم از پیشانی یا پشت دست‌‌ها را مسح نکند، تیمّم باطل است، چه عمداً مسح نکند یا آنکه مسأله را نداند یا فراموش کرده باشد؛ ولی دقّت زیاد هم لازم نیست و همین قدر که بگویند تمام پیشانی و پشت دست‌‌ها مسح شده، کافی است.

مسأله چهارم: اگر انسان یقین نکند تمام پشت دست را مسح کرده، باید برای اینکه یقین کند، مقداری بالاتر از مچ را هم مسح نماید، ولی مسح بین انگشتان لازم نیست.

مسأله پنجم:کسی که وظیفه‏اش تیمّم است، اگر بداند تا آخر وقت عذر او باقی می‌ماند یا از برطرف شدن آن مأیوس باشد، در وسعت وقت می‌تواند با تیمّم نماز بخواند؛
ولی اگر بداند تا آخر وقت عذر او برطرف می‌شود باید صبر کند و با وضو یا غسل نماز بخواند؛ بلکه اگر از برطرف شدن آن تا آخر وقت مأیوس نباشد، نمی‌تواند تا وقتی که مأیوس نشده تیمّم کند و نماز بخواند؛ مگر آنکه احتمال عقلایی دهد که اگر زودتر با تیمّم نماز نخواند، نتواند تا آخر وقت – حتّی با تیمّم – نماز بخواند.

مسأله ششم: کسی که وظیفه‏اش تیمّم است، چنانچه از برطرف شدن عذرش در تمام وقت نماز مأیوس باشد، می‌تواند قبل از وقت نماز تیمّم کند؛ بلکه اگر می‌‌داند چنانچه تیمّم را به تأخیر بیندازد نمی‌‌تواند در وقت نماز، تیمّم کند، واجب است قبل از وقت نماز، تیمّم نماید و در صورتی که برای کار واجب دیگر یا مستحبی تیمّم کند و تا وقت نماز عذر او باقی باشد، می‌تواند با همان تیمّم نماز بخواند.

مسأله هفتم:کسی که نمی‌تواند غسل کند، اگر بخواهد عملی را که برای آن غسل واجب است انجام دهد، باید بدل از غسل، تیمّم نماید و کسی که نمی‌تواند وضو بگیرد و بخواهد عملی را که برای آن وضو واجب است انجام دهد، باید بدل از وضو، تیمّم نماید.

مسأله هشتم: کسی که وظیفه‏اش تیمّم است، اگر برای کاری تیمّم کند، تا تیمّم و عذر او باقی است، می‌تواند کارهایی را که باید با وضو یا غسل انجام شود، به‌جا آورد.
همین طور، کسی که عذرش تنگی وقت بوده است و برای نماز تیمّم نموده، در حال نماز حکم فرد طاهر را دارد. بنابراین، می‌تواند در همان حال، قرآن را مسّ نماید؛ ولی این تیمّم، برای کارهایی که بعد از نماز پیش آمده‌اند و نیاز به وضو یا غسل دارند – مثل آنکه بعد از نماز بخواهد قرآن را مسّ کند – کافی نیست و اگر فرد با داشتن آب برای نماز میّت یا خوابیدن تیمّم کرده، فقط کاری را که برای آن تیمّم نموده می‌تواند انجام دهد.

مسأله نهم: اگر فرد بدل از غسل جنابت، تیمّم کند، لازم نیست برای نماز وضو بگیرد و نیز اگر تیمّم بدل از غسل‌‌های دیگر – غیر از غسل استحاضۀ متوسّطه – باشد هم، لازم نیست برای نماز وضو بگیرد، هرچند در این صورت، احتیاط مستحب است که وضو هم بگیرد و اگر نتواند وضو بگیرد، تیمّم دیگری هم بدل از وضو بنماید؛
ولی در تیمّم بدل از غسل استحاضۀ متوسّطه، لازم است وضو هم بگیرد و اگر نتواند وضو بگیرد، تیمّم دیگری هم بدل از وضو بنماید.

مسأله دهم:مواردی که وضو را باطل می‌کند، تیمّم بدل از وضو را هم باطل می‌کند و مواردی که غسل را باطل می‌نماید، تیمّم بدل از غسل را هم باطل می‌نماید.

مسأله یازدهم: تیمّم با برطرف شدن عذر باطل می‌شود. بنابراین، اگر فرد به علّت نداشتن آب یا عذر دیگری تیمّم کند، بعد از برطرف شدن عذر، تیمّم او باطل می‌شود.

مسأله دوازدهم: اگر انسان بدل از غسل، تیمّم کند و بعد کاری که وضو را باطل می‌کند برای او پیش آید، چنانچه برای نمازهای بعد نتواند غسل کند، باید وضو بگیرد و احتیاط مستحب آن است که تیمّم نیز بکند و اگر نمی‌‌تواند وضو بگیرد، باید بدل از آن، تیمّم کند.

مسأله سیزدهم: کسی که احتیاطاً غسل جبیره‏ای و تیمّم بدل از غسل نموده، اگر بعد از غسل و تیمّم نماز بخواند و بعد از نماز، باطل کنندۀ وضو از او سر بزند – مثلاً ادرار کند – باید برای نمازهای بعد وضو بگیرد و چنانچه حَدَث قبل از نماز باشد، باید برای آن نماز نیز وضو بگیرد.

مسأله چهاردهم: حکم تداخل تیمّم‌ها مانند حکم تداخل غسل‌هااست. بنابراین، کسی که نمی‌تواند غسل کند، اگر مثلاً غسل جنابت و مسّ میّت بر او واجب باشد، جایز است یک تیمّم بدل از آنها بنماید و احتیاط مستحب آن است که بدل هر یک از آنها، یک تیمّم نماید.

مسأله پانزدهم: اگر انسان در بین تیمّم شک کند قسمتی از آن را فراموش کرده یا نه، چنانچه از محلّ آن گذشته،به شک خود اعتنا نکند و اگر محلّ آن نگذشته، باید آن قسمت را به‌جا آورد.

مسأله شانزدهم: اگر فرد بعد از مسح دست چپ، شک کند درست تیمّم کرده یا نه، تیمّم او صحیح است و چنانچه شکّ او در مسح دست چپ باشد، لازم است آن را مسح کند؛ مگر آنکه عرفاً از تیمّم خارج (فارغ) شده باشد، مثل اینکه وارد عملی شده که شرط آن عمل، طهارت داشتن است و یا عرفاً موالات از بین رفته باشد.

مسأله هفدهم:در چند مورد، بهتر است انسان نمازهایی را که با تیمّم خوانده، قضا نماید:
1. از استعمال آب ترس داشته و عمداً خود را جنب کرده و با تیمّم نماز خوانده است.
2. می‌دانسته یا گمان داشته که تا آخر وقت نماز آب پیدا نمی‌کند و عمداً خود را جنب کرده و با تیمّم نماز خوانده است.
3. تا آخر وقت، عمداً در جستجوی آب نرود و در تنگی وقت با تیمّم نماز بخواند و بعد بفهمد اگر جستجو می‌کرد آب پیدا می‌شد.
4. عمداً نماز را تأخیر انداخته و در آخر وقت، با تیمّم نماز خوانده است.
5. می‌دانسته یا گمان داشته آب پیدا نمی‌شود و آبی را که داشته، ریخته و با تیمّم نماز خوانده است.

آیت الله مکارم شیرازی:

موارد تیمم:

در هفت مورد بايد بجاي وضو يا غسل تيمم کرد:اول: عدم امکان تهیه آب به اندازه وضو و غسل.دوم: عدم امکان استفاده از آب.سوم: خوف از استعمال آب.چهارم: خوف از هلاکت خود و همراهانپنجم: عدم وجود آب بیش از مقدار تطهیر.ششم: غصبی بودن آب یا ظرف آن.هفتم: تنگی وقت.

تهیه آب به اندازه وضو وغسل ممکن نیست:

 هرگاه انسان در شهر و آبادى باشد و آب پيدا نکند بايد آنقدر جستجو نمايد تا از پيدا کردن آب مأيوس شود، امّا اگر در بيابان است چنانچه کوهستانى و يا زمين پست و بلند است يا به واسطه درخت و مانند آن عبور از آن مشکل مى باشد بايد در هر يک از چهار طرف به اندازه پرتاب يک تير که در قديم با کمان پرتاب مى کردند به جستجوى آب رود و اگر زمين هموار و بى مانع است بايد در هر طرف به اندازه مسافت دو تير جستجو کند، ولى هر طرفى که يقين دارد آب نيست جستجو لازم ندارد و هرگاه بعضى از چهار طرف هموار و بعضى پست و بلند است بايد در هر طرف طبق دستور خودش عمل نمايد.مرحوم علاّمه مجلسى در شرح «من لا يحضره الفقيه» مقدار پرتاب تير را دويست گام معيّن کرده است و ظاهر اين است که تيرانداز متعارف از اين مقدار تجاوز نمى کند.

استفاده از آن امکان نداشته باشد:

مسأله اول: هرگاه آب در چاه باشد و بواسطه عدم توانايى يا نداشتن وسيله، دسترسى به آب ندارد، بايد تيمّم کند و همچنين اگر مشقّت فوق العاده داشته باشد که عادتاً مردم آن را تحمّل نمى کنند.

مسأله دوم:اگر براى بيرون آوردن آب از چاه وسايلى لازم است بايد تهيّه کند، يا کرايه نمايد، هرچند به چند برابر قيمت معمول باشد، امّا اگر تهيّه وسايل يا خريدن خود آب وضو آنقدر هزينه مى خواهد که نسبت به حال او ضرر دارد واجب نيست.

مسأله سوم:هرگاه ناچار شود براى تهيّه آب قرض کند واجب است قرض نمايد، امّا اگر مى داند يا گمان داردتوانايى اداى آن دين را نداردواجب نيست قرض کند و اگر کسى مقدارى آب بدون منت فوق العاده اى به او ببخشد بايد قبول کند.

جایی که خوف از استعمال آب دارد:

 مسأله اول:هرگاه آب دارد ولى مى ترسد اگر وضو بگيرد بيمار شود يا بيمارى او به طول انجامد، يا شدّت کند، يا معالجه آن سخت شود، در تمام اين موارد بايد تيمّم کند، ولى اگر مثلاً آب گرم براى او ضرر ندارد بايد با آب گرم وضو بگيرد يا غسل کند و لازم نيست يقين به ضرر داشته باشد همين اندازه که خوف ضرر داشته باشد کافى است که وضو نگيرد و تيمّم کند.

 مسأله دوم:کسى که مبتلا به درد چشم است و آب براى او ضرر دارد اگر بتواند اطراف چشم را بشويد بايد وضو بگيرد و الاّ تيمّم کند.

مسأله سوم:كسى كه مى داند آب براى او ضرر دارد هرگاه تيمّم كند و بعداً بفهمد آب براى او ضرر نداشته تيمّم او باطل است و اگر نماز با آن خوانده، بنابر احتياط واجب اعاده كند؛ ولی اگر يقين داشت آب براى او ضرر ندارد و وضو گرفت و غسل كرد بعد فهميد آب براى او ضرر دارد، وضوى او صحيح است 

جایی که خوف از هلاکت خود وهمراهان دارد:

مسأله اول: هرگاه به مقدار کافى آب دارد امّا اگر آن را به مصرف وضو يا غسل برساند مى ترسد خودش يا فرزندان يا دوستان و همراهانش از تشنگى هلاک يا بيمار شوند، يا فوق العاده به زحمت بيفتند، بايد تيمّم کند و آب را نگه دارد، همچنين اگر انسان غير مسلمانى جان او در خطر باشد بايد آب را به او بدهد و تيمّم نمايد، درباره حيوان نيز همين حکم جارى است.

مسأله دوم: هرگاه غير از آب پاک، آب نجسى هم به مقدار آشاميدن دارد، از آب نجس نمى تواند استفاده کند، بايد آب پاک را براى آشاميدن بگذارد و براى نماز تيمّم کند، ولى دادن آب نجس به حيوان اشکالى ندارد.

آب فقط به مقدار تطهیر موجود است:

کسى که آب کمى در اختيار دارد که اگر با آن وضو بگيرد و يا غسل کند براى تطهير بدن يا لباس او چيزى نمى ماند بايد نخست بدن و لباس را آب بکشد، بعد تيمّم کند و نماز بخواند، امّا اگر چيزى که بر آن تيمّم کند ندارد بايد آب را به مصرف وضو يا غسل برساند و با بدن يا لباس نجس نماز بخواند.

جایی آب یا ظرف آن غصبی است یا ظرف از جنس طلا و نقره است:

هرگاه آب يا ظرفش غصبى است، يا از طلا و نقره است و آب و ظرف ديگرى ندارد،بايد به جاى وضو يا غسل، تيمّم کند.

در زمانی که وقت تنگ است:

مسأله اول: در تنگى وقت که اگر بخواهد وضو بگيرد يا غسل کند همه نماز يا مقدارى از آن خارج از وقت واقع مى شود بايد تيمّم کند.

مسأله دوم:هرگاه کسى به واسطه تنگى وقت تيمّم کرده و مشغول نماز است و در بين نماز آبى که داشته از دست برود براى نمازهاى بعد مى تواند با همان تيمّم نماز بخواند.

مسأله سوم: هرگاه کسى عمداً نماز را بقدرى تأخير بيندازد که وقت وضو يا غسل نداشته باشد معصيت کرده، ولى نماز او با تيمّم صحيح است، هرچند احتياط مستحب آن است که قضاى آن را نيز به جا آورد.

مسأله چهارم:هرگاه بتواند وضو بگيرد يا غسل کند و نماز را بدون مستحبات (ماننداقامه و قنوت) به جاآورد بايد چنين کند حتّى اگر به اندازه سوره هم وقت ندارد مى تواند آن را ترک نمايد و با وضو نمازبخواند.

مسأله پنجم: کسى که نمى داند وقت تنگ شده يا نه، بايد وضو بگيرد يا غسل کند، ولى اگر مى داند مقدار کمى وقت دارد امّا مى ترسد اگر سراغ وضو يا غسل برود به نماز نرسد بايد تيمّم کند.

طریقه تیمم کردن:

براى تيمّم بايد اوّل نيّت کند، بعد تمام دو کف دست را باهم بر چيزى که تيمّم بر آن صحيح است بزند، سپس هردو دست را بنابر احتياط واجب به تمام پيشانى و دوطرف آن از جايى که موى سر مى رويد تا ابروها و بالاى بينى بکشد و احتياط واجب آن است که روى ابروها را نيز مسح کند، سپس کف دست چپ را بر تمام پشت دست راست مى کشد و بعد از آن، کف دست راست را بر تمام پشت دست چپ.

احکام مربوطه تیمم:

مسأله اول:تيمّم بدل از وضو و بدل از غسل فرقى باهم ندارند، ولى احتياط مستحب آن است که در تيمّم بدل از غسل، بعد از مسح صورت و دست ها، یکبار دیگر دستها را بر زمین بزند و مجددا با آن پشت دست راست و سپس پشت دست چپ را مسح کند.

مسأله دوم:هرگاه پيشانى يا پشت دستها يا کف دستها زخم باشد و پارچه يا چيز ديگرى بر آن بسته است که نمى تواند باز کند، يا ضرر دارد، بايد با همان حال تيمّم کند.

مسأله سوم:تمام پيشانى و پشت دستها را بايد مسح کند و اگر مختصرى از آن را مسح نکند تيمّم باطل است، خواه عمداً باشد يا از روى فراموشى، ولى دقّت زياد هم لازم نيست، همين اندازه که بگويند تمام پيشانى و پشت دستها مسح شده کافى است.

مسأله چهارم:کسى که خودش توانايى بر تيمّم ندارد بايد نايب بگيرد، يعنى کسى دستهاى او را بر زمين زند، و اگر ممکن نيست، بر زمين بگذارد و بعد با دست خودش او را تيمّم دهد، اگر اين هم ممکن نباشد بايد نايب دست خود را بر چيزى که تيمّم بر آن صحيح است بزند و بر پيشانى و دستهاى او بکشد.

مسأله پنجم:براى اين که يقين کند تمام پيشانى و پشت دستها را مسح کرده بايد کمى از اطراف آن را نيز داخل کند، ولى مسح ميان انگشتان لازم نيست و احتياط واجب اين است که پيشانى و پشت دستها را از بالا به پايين مسح کند و کارهاى تيمّم را پشت سر هم به جا آورد و اگر ميان آنها بقدرى فاصله دهد که صورت تيمّم از بين برود باطل است.

مسأله ششم:بعد از فراغت از تيمّم اگر شک کند که درست انجام داده يا نه، اعتنا نکند و اگر در اثنا شک کند احتياط واجب آن است که برگردد و قسمت مشکوک را دوباره انجام دهد.

مسأله هفتم:لازم نيست در موقع نيّت معيّن کند که تيمّم او بدل از غسل است يا بدل از وضو، همين اندازه که قصد اطاعت امر الهى را دارد کافى است، حتّى اگر يکى را به جاى ديگرى نيّت کند امّا قصد او اطاعت امر واقعى الهى باشد صحيح است.

مسأله هشتم: کسى که وظيفه اش تيمّم است نبايد پيش از وقت نماز تيمّم کند، ولى اگر براى کار واجب ديگر يا کار مستحبّى تيمّم کند و تا وقت نماز عذرش باقى باشد مى تواند با همان تيمّم نماز بخواند.

مسأله نهم:بنابر احتياط واجب بايد اعضاى تيمّم و کف دستها پاک باشد، ولى اگر کف دست نجس باشد و نتواند آن را آب بکشد بايد با همان وضع تيمّم کند.

مسأله دهم: کسى که وظيفه اش تيمّم است اگر يقين داشته باشد يا احتمال دهد که تا آخر وقت عذرش باقى مى ماند مى تواند در اوّل وقت با تيمّم نماز بخواند، ولى اگر يقين داشته باشد که تا آخر وقت عذر او برطرف مى شود بنابر احتياط واجب بايد صبر کند.

مسأله یازدهم: بايد براى تيمّم، موانع را از اعضاى تيمّم برطرف کند و اگر انگشترى در دست دارد بيرون آورد، همچنين اگر موى پيش سر روى پيشانى افتاده آن را بايد کنار زند، حتّى اگر احتمال قابل توجهى مى دهد که مانعى در کار باشد بايد جستجو نمايد.

مسأله دوازدهم:کسى که با تيمّم نماز مى خواند مى تواند نماز قضا را نيز در آن حال با تيمّم بخواند، ولى هرگاه يقين دارد عذر او بزودى برطرف مى شود بايد صبر کند، همچنين بنابر احتياط واجب اگر اميد برطرف شدن عذر را بزودى دارد تأخير اندازد.

مسأله سیزدهم:کسى که نمى تواند وضو بگيرد يا غسل کند جايز است نمازهاى مستحبّى را با تيمّم بخواند، حتّى اگر مثلاً براى انجام نماز شب وقت تنگ است مى تواند تيمّم کند.

مسأله چهاردهم:هرگاه به جاى غسل تيمّم کند لازم نيست وضو بگيرد، يا تيمّم ديگرى بدل از وضو کند، خواه غسل جنابت باشد يا غسلهاى ديگر، ولى احتياط مستحب آن است که در غسلهاى ديگر وضو بگيرد يا اگر نمى تواند تيمّم ديگرى بدل از وضو کند.

مسأله پانزدهم:کسى که به واسطه نداشتن آب يا عذر ديگرى تيمّم کند بعد از پيدا شدن آب يا برطرف شدن عذر، تيمّم او خود به خود باطل مى شود.

مسأله شانزدهم:هرگاه به جاى غسل تيمّم کند و بعد کارى که وضو را باطل مى کند انجام دهد براى نمازهاى بعد فقط بايد وضو بگيرد و اگر نمى تواند وضو بگيرد به جاى آن تيمّم کند.

مسأله هفدهم: تمام کارهايى که وضو را باطل مى کند تيمّم بدل از وضو را هم باطل مى کند و تمام کارهايى که غسل را باطل مى کند تيمّم بدل از غسل را هم باطل مى نمايد.

مسأله هجدهم: كسى كه وظيفه‏ اش تيمّم است اگر براى كارى تيمّم كند تا تيمّم و عذر او باقى است مى‏تواند تمام كارهايى را كه وضو و غسل در آن شرط است به جا آورد،اما اين قاعده يك استثنا دارد و آن تيمم براى تنگی وقت است كه اين تيمم فقط براى اقامه نماز فائده دارد

مسأله نوزدهم:هرگاه چند غسل بر انسان واجب شود و نتواند غسل کند يک تيمّم به قصد همه آنها کافى است.

مسأله بیستم:نمازهايى را که با تيمّم خوانده اعاده و قضا ندارد، ولى در چند مورد احتياط مستحب آن است که نمازهاى خود را اعاده کند: اوّل در جايى که آب نداشته يا مانع از استعمال آب داشته و عمداً خود را جُنُب کرده و با تيمّم نماز خوانده است. دوم در جايى که عمداً به جستجوى آب نرود و در تنگى وقت با تيمّم نماز بخواند و بعد بفهمد اگر جستجو مى کرد آب پيدا مى شد. سوم آن که مى دانسته يا گمان داشته که دسترسى به آب ندارد و آبى را که داشته ريخته و تلف کرده است.

آیت الله خامنه ای:

مسأله اول: اگر چیزهایی مثل خاک، گچ، سنگ که تیمّم بر آن ها صحیح است، به دیوار چسبیده باشند، آیا تیمّم بر آن ها صحیح است یا آن که حتماً باید بر روی زمین باشند؟

ج. در صحّت تیمّم، بودن آن ها بر روی زمین شرط نیست.


مسأله دوم:در صورتی که جنب بر اثر عدم امکان رسیدن به حمام، چند روزی جنابتش استمرار داشته باشد، اگر بعد از نمازی که با تیمّم بدل از غسل خوانده است، حدث اصغری از او سر بزند، آیا برای نماز بعدی باید دوباره تیمّم بدل از غسل نماید؟ یا آن که همان تیمّم اول از جهت جنابت کفایت می کند، و برای نمازها ی بعدی از جهت حدث اصغر وضو یا تیمّم واجب است؟

ج. شخص جنب پس از آن که به طور صحیح تیمّم بدل از غسل جنابت کرد، اگر حدث اصغر از او سر بزند، تا زمانی که عذرِ شرعیِ مجوّز تیمّم برطرف نشده است، بنا بر احتیاط واجب باید برای اعمال مشروط به طهارت، تیمّم بدل از غسل نماید و وضو هم بگیرد و اگر معذور از وضو باشد باید تیمّم دیگری بدل از آن نماید.


مسأله سوم: آیا تیمّم بدل از غسل همان احکام قطعی و ثابت غسل را دارد؟ به این معنی که آیا با آن داخل مسجد شدن جایز است؟

ج. تا زمانی که عذر مجوز تیمم باقی است و تیمم او باطل نشده، ترتیب همه آثار شرعی غسل بر تیمّم بدل از غسل جایز است، مگر این که تیمّم بدل از غسل به علت تنگی وقت باشد.


مسأله چهارم: شخصی که از مجروحین جنگی است و بر اثر قطع نخاع قادر به کنترل ادرار خود نیست، آیا می تواند به این دلیل که حمام رفتن برای او کمی مشقت دارد، برای انجام اعمال مستحبّی مانند غسل جمعه و زیارت و غیر آن ها تیمّم بدل از غسل نماید؟

ج. صحّت تیمّم بدل از غسل برای اعمالی که مشروط به طهارت نیست، مانند زیارت محل اشکال است، ولی انجام آن به جای غسل های مستحبّی در موارد عسر و حرج به قصد رجاء و مطلوبیت اشکال ندارد.


مسأله پنجم:کسی که فاقد آب است و یا استعمال آب برایش ضرر دارد، آیا در صورت تیمّم بدل از غسل جنابت، داخل مسجد شدن و خواندن نماز جماعت برای او جایز است؟ قرائت قرآن کریم چه حکمی دارد؟

ج. تا زمانی که عذر مجوّز تیمّم باقی است و تیمّم او باطل نشده، انجام همه اعمال مشروط به طهارت برای او جایز است.


مسأله ششم:رطوبتی از انسان در حال خواب خارج می شود و بعد از بیداری چیزی به یاد نمی آورد ولی لباس خود را مرطوب می بیند و وقت هم برای به یاد آوردن ندارد زیرا نماز صبح او قضا می شود. وظیفه انسان در این حالت چیست؟ چگونه نیت تیمّم بدل از غسل نماید؟ حکم اصلی در این باره چیست؟

ج. اگر می داند که محتلم شده، جنب است و باید غسل کند و در صورت تنگی وقت باید بعد از تطهیر بدنش تیمّم نموده و نماز بخواند و سپس در وسعت وقت غسل نماید، ولی در صورت شک در احتلام و جنابت، حکم جنابت بر آن جاری نمی شود.


مسأله هفتم:شخصی که چندین شب متوالی جنب شده، با توجه به این که در حدیث شریف آمده است که چند روز متوالی حمام رفتن انسان را ضعیف می کند، چه تکلیفی دارد؟

ج. غسل بر او واجب است، مگر این که استعمال آب برای او ضرر داشته باشد که در این صورت باید تیمّم کند.


مسأله هشتم:من در یک وضعیت غیرطبیعی به سر می برم، به طوری که از من چند دفعه بدون اختیار در نوبت های متعدّد منی خارج می شود که خروج آن همراه با لذت نیست. وظیفه من درباره هر نماز چیست؟

ج. اگر غسل کردن برای هر نماز ضرر دارد و یا تکلیفِ خیلی دشواری بر شماست، بعد از تطهیر بدن با تیمّم نماز بخوانید.


مسأله نهم:کسی که غسل جنابت را برای نماز صبح انجام نداده است و به اعتقاد این که اگر غسل کند، مریض می شود، تیمّم کرده است، چه حکمی دارد؟

ج. اگر به اعتقاد او غسل برایش ضرر دارد، تیمّم اشکال ندارد و نماز با آن صحیح است.


مسأله دهم: کیفیت تیمّم چگونه است؟ آیا فرقی بین تیمّم بدل از وضو و غسل هست؟

ج. تیمّم بدین ترتیب است: ابتدا باید نیت نماید و سپس تمام کف هر دو دست را با هم بر چیزی که تیمّم بر آن صحیح است بزند و کف هر دو دست را با هم به تمام پیشانی و دو طرف آن از جایی که موی سر می روید تا ابروها و بالای بینی بکشد، و سپس کف دست چپ را بر تمام پشت دست راست و کف دست راست را بر تمام پشت دست چپ، بکشد و احتیاط واجب این است که بار دیگر دست ها را بر آنچه که تیمّم بر آن صحیح است بزند و سپس کف دست چپ را بر پشت دست راست وکف دست راست را بر پشت دست چپ بکشد. این ترتیب در تیمّم بدل از وضو و بدل از غسل یکسان است.


مسأله یازدهم: تیمّم بر سنگ گچ و آهک و پخته شده آن ها و آجر چه حکمی دارد؟

ج. تیمّم بر هر آن چه از زمین محسوب شود مانند سنگ گچ و سنگ آهک، صحیح است. و بعید نیست، تیمّم بر گچ و آهک پخته و آجر و امثال آن ها هم صحیح باشد.


مسأله دوازدهم:فرموده اید چیزی که بر آن تیمّم می شود باید پاک باشد، آیا اعضای تیمّم (پیشانی و پشت دست ها) هم باید پاک باشند؟

ج. احتیاط آن است که در صورت امکان، پیشانی و پشت دست ها پاک باشند و اگر فردی نتواند محل تیمّم را تطهیر کند، بدون آن تیمّم نماید؛ هرچند بعید نیست که طهارت در هر صورت شرط نباشد.


مسأله سیزدهم: اگر انسان نتواند وضو بگیرد و تیمّم هم برای او امکان نداشته باشد، چه وظیفه ای دارد؟

ج. اگر انسان نتواند برای نماز وضو بگیرد و تیمّم هم ممکن نباشد، بنا بر احتیاط باید نماز را در وقت بدون وضو و تیمّم بخواند و سپس با وضو یا تیمّم قضا کند.


مسأله چهاردهم:من به بیماری پوستی مبتلا شده ام، به طوری که هرگاه غسل می کنم پوست بدنم خشک می شود. حتی در صورت شستن دست و صورتم هم این خشکی به وجود می آید. بنا بر این مجبورم روغن به پوستم بمالم، در نتیجه هنگام وضو به خصوص برای نماز صبح با مشکلاتی مواجه می شوم. آیا جایز است در نمازها ی صبح به جای وضو تیمّم کنم؟

ج. اگر استعمال آب برای شما ضرر داشته باشد، وضو گرفتن صحیح نیست، و باید به جای آن تیمّم کنید. و اگر ضرر ندارد و روغن مذکور مانع از رسیدن آب به اعضای وضو نباشد، باید وضو بگیرید و اگر مانع است و می توانید روغن را پاک نموده و وضو بگیرید و سپس روغن بزنید، نوبت به تیمّم نمی رسد.


مسأله پانزدهم:شخصی به خاطر تنگی وقت، نمازش را با تیمّم خوانده است. بعد از فراغت از نماز برای او آشکار می شود که وقت برای وضو داشته است. نماز او چه حکمی دارد؟

ج. اعاده آن نماز بر او واجب است.


مسأله شانزدهم:ما در منطقه سردسیری زندگی می کنیم که نه حمام دارد و نه مکانی برای استحمام، وقتی در ماه مبارک رمضان به حالت جنابت از خواب بیدار می شویم، با توجه به این که غسل کردن جوانان در نیمه شب در برابر مردم با آب مشک یا حوض عیب شمرده می شود و آب هم در آن وقت سرد است، تکلیف ما برای روزه فردا چیست؟ آیا تیمّم جایز است؟ در صورتی که غسل نکند، افطار کردن روزه آن روز چه حکمی دارد؟

ج. مجرد مشقّت یا عیب شمرده شدن اغتسال جوانان در نیمه شب، عذر شرعی محسوب نمی شود، بلکه مادامی که غسل، حرجی و موجب ضرر برای مکلّف نشود، غسل کردن به هرصورتی که امکان دارد واجب است، و در صورت حرج یا ضرر باید قبل از طلوع فجر تیمّم کند و با تیمّم بدل از غسل جنابت پیش از طلوع فجر روزه اش صحیح است، و اگر تیمّم نکند روزه اش باطل است، ولی امساک در طول روز بر او واجب می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *